کودک من

عاقبت در یک شب از این شبها
کودک من پا به دنیا می نهد
آن زمان بر من خدای مهربان
نام شور انگیز مادر می نهد
بینمش روزی که طفلم همچو گل
در میان بسترش خوابیده است
بوی او چون عطر پیک یاسمین
در مشام جان من پیچیده است
پیکرش را می فشارم در برم
گویمش چشمان خود را باز کن
همچو عشق پاک من جاویدباش
در کنارم زندگی آغاز کن

 

/ 5 نظر / 42 بازدید
مریم

سلام انشالله به سلامتی [گل] دروغ گفتم که از دوریت شکست دلم که در نبود تو حتی ترک نبست دلم بیا و زود بیا ای تمام هستیم که اگر دیر کنی می رود ز دست دلم[گل]

یک تن

سلامممممممممم خوبی چه وبلاگ قشنگی داری دوست قدیمی وچه اشعار قشنگی

منتظر

مهدی جان!مرا ببخش؛اگر دلت را با نگاه به نامحرمی، عکسی ،فیلمی و.... دلت را شکستم. مرا ببخش ؛اگر در خواندن نماز سستی کردم. مرا ببخش؛اگر با نگاه وکلام تندم به پدر ومادرم ،هم دل شما و هم دل آنان را آزردم. مرا ببخش؛ اگر نتوانستم حق مظلومی را از ظالمی بستانم. مرا ببخش ؛اگر حتی کوششی برای ظهور تو نکردم. مرا ببخش؛که جز شرمندگی چیزی ندارم. مرا ببخش

رها

روزگارا تو اگر سخت به من می گیری، باخبرباش که پژمردن من آسان نیست[گل]

عاطفه مامان پرنیان

سلام نازنینم چه با احساس و لطیف [قلب] بوی او چون عطر پیک یاسمین در مشام جان من پیچیده است عاشقشم